برچسب:
نویسنده: مهسا حیدری
چشمهایم را باز کردم قدمهایم را شمردم و خودم را در آینه دیدم
و اگر تمام می شد چه
و کاش تمام می شد
باید همیشه منتظر یک خداحافظی تلخ باشم
از شدت خوبی دیدن فرار می کنند
ولی تمام نمی شود این قصه ی تلخ
باید حتماً خاکستر شد
باید شد ؟
باید تمام می شد
نخند که دیگر خسته ام از این خنده ی بی معنا
از این حرف های انسان خوار
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدری